|
گلگشتی در کتاب و کتابخانه(ویژه کاشمر)
|
اداره کتابخانه های عمومی شهرستان کاشمر از کلیه علاقمندان به شرکت در مسابقه پیامکی که به مناسبت ولادت حضرت فاطمه (س) وبزرگداشت مقام زن برگزار می گردد دعوت می نماید تا پیامک خود را در وصف مادر در یک جمله یا یک بیت شعر به شماره پیامک 30008172300000 ارسال نمایند در پایان به قید قرعه به افراد برگزیده جوایزی به رسم یادبود اهدا خواهد گردید
درباره فضای لازم برای کتابخانه نظریات مختلفی وجود دارد:
نظر ایفلا و انجمن کتابداران انگلستان چنین است:
برای جمعیت 10000 تا 20000 نفر هر 1000 نفر 42 متر مربع لازم است و برای000/60 تا000/100 نفر هر 1000 نفر 30 متر مربع و بالای 000/100 نفر هر 1000 نفر 28 متر مربع . این مقدار فضا برای خوانندگاه و کارمندان و مجموعه وانبار مواد اضافی و مجموعه مرجع ومجموعه تاریخ محلی و بخش های خاص فنی ، اقتصادی ودیگر بخش ها و خدمات دیگر کافی است این استانداردها برای کتابخانه های امانت دهنده می تواند کمتر باشد
در مطالعه ای که آقایان ویلر(wheeler) وگیتن (Githens) در مورد فضای لازم برای کتابخانه های عمومی آمریکا انجام داده اند فرمول زیر به عنوان اندازه و الگوی مناسب برای کتابخانه های عمومی پیشنهاد شده است . این فرمول VSCنامیده می شود .
Vعلامت تعداد مجلدات کتاب است ( در مجموعه با قفسه باز یا بسته)
Sعلامت تعداد صندلی های مورد نیاز برای خوانندگان است
Cعلامت تعداد امانت کتاب در سال است
فرمول چنین می گوید:
یک متر مربع فضا برای جای دادن 110 جلد کتاب کافی است ( یک فوت مربع برای 10 جلد کتاب)
هر صندلی خواننده 7/3 متر مربع فضا لازم دارد (هر صندلی 40 فوت مربع )
یک متر مربع برای امانت 430 جلد کتاب در سال کافی است ( یک فوت مربع فضا برای 40 جلد کتاب در سال)
در فرمول vsc فضای مورد نیاز به متر مربع برای ساختمان یک کتابخانه عمومی چنین است :
430: تعداد امانت کتاب +(7/3 ضربدرتعدادصندلیها)+ تعداد مجلدات کتاب
110
.ولی مویسن فضای مورد نیاز کتابخانه های عمومی را اینگونه پیشنهاد می کند :
200 متر مربع برای کتابخانه هایی با مجموعه 3000 جلدی و 4000 متر مربع برای کتابخانه های با مجموعه 200000 جلدی
و نظریه آخر نظریه مسئولان کتابخانه عمومی دانمارک :
فضای موردنیاز برای کتابخانه هایی که به جمعیتی د رحدود 5000 نفر سرویس می دهند زیر 600 متر مربع و کتابخانه هایی که بالای 25000 نفر را سرویس می دهند 1600 متر مربع است ، با این مقیاس مقدار فضا بر حسب تعداد جمعیت تعیین می شود
در متن فوق سعي شده بود تا نظريات مختلفي كه در مورد فضاي لازم براي كتابخانه ها است جمع آوري گردد ولي این فرمولها نمی تواند برای ساختمانهای آینده مفید باشد زیرا شماره کتاب ها وتعداد خوانندگان و میزان امانت ، کمیت های غیر قابل پیش بینی و ناشناخته ای هستند
تاریخ ایجاد ساختمان کتابخانه در جهان به دوران کهن می رسد و به تاریخی که قرنها پیش ا ز میلاد مسیح است ارتباط پیدا می کند . نخستین سنگ بنای کتابخانه را سران و زمامداران کشور ها نه به قصد و نیت صرفا" ایجاد کتابخانه بلکه به خاطر حفظ ونگهداری اسناد و گزارشات مخصوص پایه گذاری کردند . در حقیقت خود این عمل بیانگر آن است که در ازمنه قدیم چندان اختلاف و تفاوت مخصوص و محسوس بین اتاقی که اسناد و گزارشات رادرآن نگهداری می کرده اند با کتابخانه وجود نداشته است .
بابلیان در معبد نیپور(nippur) که در نیمه اول هزاره سوم قبل از میلاد ساخته شده بود اتاق های متعددی را اختصاص به الواح گلی داده بود که خود جای پایی است از نشانی بایگانی اسناد و ذخایر قیمتی واحیانا" محل کتاب های ارزشمندی که اطلاعات سودمند علمی وسیاسی از کشورهای مجاور را دربرداشته است.
مجموعه مشابهی از الواح گلی دوره آشوریان مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد نیز در تل العمارنه مصر پیدا شده است . آشور بانی پال آخرین پادشاه بزرگ آشوریان (628-668) قبل از میلاد مسیح در محلی مخصوص 25000 لوح شامل گزارش ها و اسناد را نگهداری می کرده است . این الواح رونوشت اسناد و متونی بوده است که با نظم و ترتیب و قاعده از معابد قلمرو پادشاهی آشوریان جمع آوری شده بود . دربیشتر این الواح نام پادشاه آمده است و دربعضی از آنها هم قید شده که پادشاه خود آنها را ویرایش کرده ودستور داده است تمام الواح را در یکی از قصرهای نینوا جمع آوری ونگهداری کنند اکثر این مجموعه گزارشات و اسناد یا در جریان جنگ ها از بین رفته ویا در زمان سرنگونی و انقراض حکمرانان قدیم و به قدرت رسیدن حکمرانان جدید عمدا" جابجا ، تخلیه وگاه غارت شده اند.
درچین باستان امپراطور شی هوانگ تی (Shi Huang Ti) اولین امپراطور سلسله شنگ حاکم نخستین امپراطوری چین متحد به منظور اثبات این مدعا که تاریخ با سلسله او شروع می شودفرمانی صادر کرد مبنی براینکه تمام گزارش ها واسناد تاریخی ، غیر از آنهایی که مربوط به چین می شود ، را از میان برداشته و نابود کنند . در دوران حکومت سلسله (han) که به سال 206 قبل از میلاد باز می گردد آثار قدیمی و باستانی با ردیگر گردآوری شد وبه تدریج نگهداری و مواظبت از گزارش ها، بخصوص حمایت از نویسندگان و تشویق هنرمندان مورد توجه قرار گرفت . درادامه این سیاست کتابخانه های خصوصی در دوران سلسله های بعدی ایجاد شدو روز به روز به پیشرفت محسوس نایل آمد . از متونی که در این نوع کتابخانه ها نگهداری می شد مطمئن تر و بهتر از کتابخانه های دولتی مواظبت می کردند.
در نتیجه جای پای نخستین کتابخانه های جهان را باید در معابد و صومعه ها و کاخ های عظیم پادشاهان و بزرگان علم جستجو کرد .اداره کنندگان این مکان ها در هر دوره به اقتضای علوم زمان افرادی فاضل و ادب دوست و هنر پرور بوده اند. در این گونه ساختمان ها اسناد و کتاب ها مصون از تعرض بوده اند- اکثر معابد بزرگ یونان به علت قداست محل و حرمت خاص دور از هر نوع تجاوز بودند- به همین جهت ضمن نگهداری کتاب وآثار مکتوب در این اماکن آنها را به امانت نیز میدادند.
اولین کتابخانه های مهم وبزرگ جهان در "آتن" ایجاد گردیده است . در قرن چهارم قبل از میلاد مدارس بزرگ تدریس فلسفه، متون و مطالب را روی موادی مانند پاپیروس و پارشمن که اولی محصولی نوعی گیاه و دومی نوعی پوست آهو بود می نوشتند و در نتیجه نسخه های کتاب جای زیادی می گرفت . در آن زمان مدارسی که نظریات افلاطون و اپیکوریان در آنها تدریس می گشت صاحب کتابخانه بودند. معروف ترین مجموعه کتابخانه ای متعلق به مدرسه ارسطو بود که به وسیله خود او و برطبق روش و نظامی منطقی ایجاد گردید . منظور اصلی او از ایجاد کتابخانه تدریس فلسفه و فراهم آوردن تسهیلات برای تحقیقات علمی بود .این کتابخانه در موسس(Muses) قرار داشت .
درسال300 قبل از میلاد اسکندر مقدونی در شهر اسکندریه کتابخانه عظیمی تاسیس کرد که دارای ده تالار بزرگ و صدها قفسه شماره گذاری شده بود. هر یک از تالارهای ده گانه به یکی از بخش های علم و دانش اختصاص یافته بود . بطلمیوس اول که ریاست کتابخانه را برعهده داشت به مجموعه کتاب های آن افزود. بطلمیوس سوم دستور داد هر کتابی که به اسکندریه برسدبایستی نسخه برداری شده و در کتابخانه بزرگ نگهداری شود.
کتابداری از سمت هایی بود که از سوی امپراطور تفویض می گشت و رئیس کتابخانه ضمن مدیریت و نگهداری کتابخانه تدریس به ولیعهد یاجانشین امپراطور را نیز به عهده داشت .استفاده از منابع این کتابخانه هم در تالار ها وهم در اتاق های کوچکی که برای مطالعه در نظر گرفته شده بود میسر بود. بطور کلی سلاطین بطالسه (سلسله سلاطین مقدونی الاصل مصر قدیم ، که بعد از مرگ اسکندر مقدونی به دست بطلمیوس اول تاسیس گردید وتا سال 31 قبل از میلاد در این کشور فرمانروایی کرد)در توسعه و گسترش کتابخانه کوشش بسیاری نمودند.
کتابخانه های معابد معمولا" دارای چندین اتاق بود ، در هراتاق الواح وطومارها روی زمین یا در طاقچه و یا گنجه های چسبیده به دیوار نگهداری می شد. ساختمان کتابخانه های باستان برای استفاده از روشنایی روز ، رو به آفتاب و مقابل جبهه شرق بنا می شد. بنا را طوری می ساختند که مانع نفوذ رطوبت باشد زیرا رطوبت برای کتاب هایی که جنس آنها پاپیروس یا پارشمن بود بسیار مضر بود و سبب از بین رفتن کتاب ها می شد.
غالبا" محسمه های بزرگان و مشاهیر ادب آن روزگار زینت بخش تالارهای کتاب بودند.
اتاق هایی از معبد نیپور در بابل ، که الواح گلی در آنها نگهداری می شد ، همچون اتاق بایگانی اسناد ، مدارک و گزارش هایی که در شهر هرکولانوم (Herculaneum)از زیر خاک بیرون آمده است ، اختصاص به ارائه خدمات کتابخانه ای داشت.همچنین در راهروهای سرپوشیده صومعه ها و دیرها حتی خانقاه های قدیمی گنجه های کتاب به صورت منظم در حالی که از نورکافی بهره مند بود جای داده شده بود.بطور کلی طرح اساسی کتابخانه های نخستین را می توان در چندین مخزن کتاب یا تعدادی اشکاف یا گنجه برای نگهداری طومارها و چندین راهرو سرپوشیده برای مطالعه خلاصه کرد.کتابخانه های رومی محل اجتماعات و بحث و گفتگو وتبادل نظرهم بودند. در آن زمان مطالعه کتاب در محل نگهداری مجموعه معمول نبود،بلکه جایی جداگانه ازمخزن مخصوص مطالعه ویادداشت برداری وجودداشت. دراین موقع تنها کتابخانه ای که با کتابخانه اسکندریه رقابت می کرد کتابخانه "پرگامون " در یونان بود.`
پرگامون یا پرگاموس درخشان ترین دوره تاریخی خودرا در 197-160 قبل از میلاد داشت . این کتابخانه دارای 200000 نسخه بود که تالی کتابخانه به شمار می رفت . پرگامون یکی از مراکز اولیه مسیحیت بود. در دوره امپراطوری بیزانس این مرکز رو به انحطاط گذاشت ولی در واقع انحطاط آن از زمانی آغاز شده بود که آنتونیوس کتابخانه آنجا را به مصر منتقل کرد وبه کلئوپاترا هدیه نمود.
نخستین کتابخانه عمومی در یونان درسال 330قبل از میلاد تاسیس شد . اولین کتابخانه مسحی در دیرها و کلیساها تشکیل و دایر گردید . کتاب ها در طاقچه ها ویا در گنجه ها و صندوق هایی که در رواق ها تعبیه شده بود نگهداری می شد.. محل کتابخانه تنگ وباریک ودراز بود . نور از یک طرف به رواق ها می تابید و درضلع دیگر گنجه های کتاب تعبیه شده بود. در کنار رواق ها اتاقک هایی برای مطالعه وجود داشت که از دریچه های باریک آن نور به اتاقک ها داخل می شد. دا داخل هر اتاق صندلی و میز گذاشته شده بود .به طور قطعی نمی توان گفت که همه اتاقک ها ورواق ها دارای پنجره شیشه ای بوده اند چون بعضی شیشه نداشته وبعضی ها هم بجای شیشه سفید شیشه رنگی داشته اند.
به تدریج که مجموعه کتابخانه روند تکامل را آغاز می کرد ناگریز علاوه بر رواق ها می بایست محل های دیگری برای کتابها در نظر گرفته می شد. بالاخره در اواخر قرن 15 به خاطر کمبود جا مجبور شدند کتاب ها را در هر جای خالی دیر و کلیسا جایگزین کنند . یکی از دلایل عمده افزایش کتب این بود که به رهبانان می گفتند خداوند برای هر خطی که نسخه برداری کنندگناهی از گناهان ایشان را خواهد بخشید. کار نسخه برداری را کاتبان خصوصی یا افرادی به عهده داشتند که از این راه گذران می کردند ودر خدمت اغنیا یا کتابفروشان یا صومعه ها بودند. نسخه برداری از یک کتاب یک سال طول می کشید مثلا" نسخه برداری از کتاب مقدس یکسال تمام طول می کشید و دستمزد آن برابر بود با عواید یکساله یک کشیش . وزن یک کتاب بسیار سنگین می شد و قطع آن فوق العاده بزرگ می نمود . این کتاب را قاعدتا" در کتابخانه دیرها روی میز قرار می دادندو برای اینکه بهتر محفوظ بمانند با زنجیر می بستند.
در این زمان کتابخانه های خصوصی به خاطر گرانی قیمت کتاب بسیار کم ایجادمی شد. درقرن 12 مجموعه کتابخانه یکی از رهبران نهضت احیای کتاب های کلاسیک فقط 24 جلد بود. در ایتالیا یک حقوقدان بسیار مشهور فقط 63 جلد کتاب در کتابخانه اش داشت .تا این قرن قیمت کتاب بسیار بالا بود یک کتاب را با یک تاکستان یا خانه با اثاثیه معاوضه می کردند. درمیان یک خانواده کتاب مایملک گرانبهایی محسوب می شد.عده ای از اشراف در کاخ های مجلل و مستحکم خود گوشه ای را به کتابخانه اختصاص داده بودند .یکی از قدیسان مقرر داشته بود که هر یک از دیرها باید کتابخانه ای داشته باشد .بسیاری از کلیساها صاحب کتابخانه بزرگی بودند.کلیسای جامع کانتربوری درسال 1300 مجموعا" 5000 جلد کتاب داشت . کتابخانه واتیکان قدیمی ترین کتابخانه اروپا در قرن 15 به وجود آمد. مراکز تدریس ودانشگاه ها اکثرا" از قرن12 کم کم دست به تاسیس زدند.
سن لویی در پاریس کتابخانه ای تاسیس و کتاب های رهبانان را درآن جمع آوری کرد .یک قرن بعد از تاسیس دانشگاه های آکسفورد و کمبریج اتاق هایی برای کتابخانه دراین دانشگاه ها ساخته شد . برای تامین نور کتابخانه سعی می کردند اتاق ها از دوطرف پنجره داشته باشد تا صبح و بعد از ظهر نورکافی به اتاق ها بتابد.در این کتابخانه ها قفسه های کتاب در فواصل بین پنجره ها قرار داشتند .بین هردو ردیف گنجه یا قفسه کتاب ، میز یا نیمکتی چسبیده به قفسه وجود داشت تا استفاده از کتبی که با زنجیر بسته شده بود آسان باشد . جنس گنجه ها از چوب بلوط یا کاج بود . کف کتابخانه با چوب یا آجر فرش شده بود . استفاده از شمع و چراغ در اتاق های کتابخانه به دلیل ترس از ایجاد حریق ممنوع بود.در قرون وسطی وسایل و تجهیزات کتابخانه بسیار ساده بوده است . دربسیاری از این کتابخانه ها به روی علاقمندان و طالبان واقعی باز بود . ایشان می توانستند با گذاشتن وثیقه کافی کتب مورد نیاز را به امانت بگیرند.
در کتابخانه های صومعه ها و کلیساها در اواخر قرون وسطی روش غرفه ای معمول بود . غرفه های کتاب طوری طرح ریزی شده بودند که نیاز خوانندگان از بابت نور کافی تامین می شد. هر یک از غرفه ها شامل یک اتاق دراز بود که نور از دوطرف ار طریق دو ردیف پنچره وارد اتاق می شد . حد فاصل پنچره ها و دیوارهای دوطرف ردیف های پشت به پشت گنجه ها وقفسه های کتاب چیده شده بود . در قسمت جلوی هر قفسه کتاب ، میزی چسبیده به آن قرارداشت و کتاب ها درداخل قفسه ها به زنجیر کشده بودند. بلندی زنجیرها به اندازه ای بود که کتاب ها رابتوان روی میز جلوی قفسه آورد و مطالعه کرد زنجیرها به لبه قسمت بالا یا پایین جلد کتاب الصاق می شد و کتاب را طوری در قفسه جای می دادند که لبه آن بیرون از قفسه بماند تا زنجیر ، صحافی کتاب های دیگر را خراب نکند و به آنها آسیب نرساند.
این شهرستان دیر زمانی است با نام عمومی تر شیز شناخته می شد ( قبلا" سه شهرستان کاشمر – بردسکن – خلیل آباد در کنار هم به عنوان یک شهرستان با مرکزیت کاشمر بوده است ) این منطقه برحاشیه جاده ابریشم واقع شده ؛ از این رو قدمتی به گستره تاریخ دارد.
وجه تسمیه کاشمر : کشمر ، کشمیر ،کیشمار، ، کشمار،ودر بعضی کاخجر به معنی کاج بزرگ که اشاره به همان سرو معروف است.نامهای دیگری را مانند بست، ترشیش ، طریثیث وسلطان آباد به آن اطلاق می دهند. برای کاشمر در کتب تاریخی 25 نام داده اند . سنبل اصلی این شهر سرو کشمر است که در بسیاری از کتب از سرو کاشمر به عنوان یک جایگاه اصیل و مهم یاد شده و خواستگاه حضرت زرتشت ،پیامبر ایرانی است (کشمر نام روستایی با برج وبارو و از توابع شهرستان خلیل آباد است ) توضیحاتی مختصر درزیر خواهد آمد.
معز ی شاعر قرن پنجم می سراید:
ترک نزاید چو تو به کاشغر اندر سرو نبالد چو تو به کاشمر اندر
امام راحل(ره) می فرماید :
قد دلجویت اندر گلشن حسن یکی سرو یست کاندر کاشمر نیست
همچنین فردوسی حماسه سرای معروف سروده::
همه نامداران به فرمان اوی سوی سرو کاشمر نهادند روی
"کاشمر و استوره سروکشمر:
داستان زير برگرفته از نسک دانشنامه مزديسنا است و چنانکه در شاهنامه از زبان فردوسي بزرگ نقل شده است ،احتمال آن وجود دارد که در منبع پهلوي خداي نامه نيز آمده باشد. کاشمر يا کشمر همان ترشيز قديم است.
«گويند زرتشت،دو درخت سرو به طالع سعد در دو محل به دست خود کاشت، يکی در دهکده کشمر و ديگري در دهکده فريومد از روستاهاي توس(طوس) خراسان.به مرور اين درخت بلند و ستبر و پرشاخ شده و ديدن آن موجب شگفتي بينندگان ميشد.چون وصف اين سروها در مجلس متوکل عباسي،خليفه عهد،بيان شد، او که مشغول به عمارت در جعفريه سرمن راي ،مشهور به سامره بود به خاطرش افتاد که آن سرو را قطع کرده،به بغداد بياورند. حکمي به طاهربن عبدالله بن طاهر ذواليمينين نگاشت که آن درخت را قطع کرده در گردونها نهند ،شاخهاي آن را در نمد گرفته بر شتران بار کرده و برسانند.چون جماعت زرتشتيان از آن اطلاع يافتند،پنجاه هزار دينار به طاهر پيشنهاد کردند که درخت را قطع نکند چراکه نشاني است آشکار از بزرگواري زرتشت.عبدالله قبول نکرده به قطع درخت حکم کرد و استاد حسينِ نجار نيشابوري مامور بريدن سرو شد.دور آن درخت بيست و هفت تازيانه و هر تازيانه ارشي و ربع ارشي بوده است.و گفته اند که در سايه آن درخت، زياده از ده هزار گاو و گوسفند قرار ميگرفتند.و چون درخت بيافتاد در آن حدود زمين بلرزيد،و به کاريزها و بناها خلل راه يافت.و اصناف مرغان بيرون از حد و حصر از شاخسار آن درخت پريدن کردند؛ چنانکه آسمان پوشيده گشت و مرغان به انواع اصوات خويش نوحه و زاري مي کردند و صداي مختلف در مي آوردند.» ابوالحسن علي ابن زيد بيهقي،در تاريخ بيهق چنين ادامه ميدهد: «وقتي که آدمي نبودي و گوسفند و شبان نبودي وحوش و سباع در آنجا آرام گرفتندي و چندان مرغان گوناگون در آن ماوي داشتند که اعداد ايشان کس در ضبط حساب نمي تواند آورد.چون بيوفتاد،زمين بلرزيد،و نماز شام،انواع و اقسام و اصناف مرغان بيامدند ؛چندان که آسمان پوشيده گشت و به انواع اصوات خويش نوحه و زاري کردند و گوسپندان که در ضلال آن آرام گرفتندي همچنان ناله و زاري آغاز کردند.پانصد هزار درم صرف افتاد در وجوه آن،تا اصل آن درخت از کشمر به جعفريه بردند.و شاخها و فروع آن بر هزار و سيصد اشتر نهادند.آنروز که به يک منزلي جعفريه رسيدند،آن شب،غلامان متوکل را بکشتند(1).و آن اصل سرو نديد و از آن برخورداري نيافت.و آن،بريک منزلي جعفريه بماند تا عهدي نزديک.و در آن سال والي نيشابور ،که آن فرمود-ابوالطيب طاهر-، و هرکه در آن سعي کرده بودند،از جمله پيش از حولان حول هلاک شدند.درودگر و آهنگر و شاگردان و اصحاب نظاره و ناقلان آن چوب هيچکس نماند.واين از اتفاقات عجيبه است!» در باره کاشمر و اين سرو شعرا اشعاري دارند:
.فردوسي بزرگ گويد:
يکي سرو آزاده را زردهشت ... به پيش در آذر اندر بکشت
نبشتش بر آن زاد و سرو سهي. که پذرفت گشتاسب دين بهي
فرستاد هرسو به کشور پيام.. که چون سرو کشمر به گيتي کدام
زمينو فرستاد زي من خداي... مرا گفت از اينجا به مينو گراي
کنون جمله اين پند من بشنويد.. پياده سوي سرو کشمر رويد
بايد دانست که درخت سرو از دير باز علامت و نشانه ايران باستان بوده .اينکه در قاليها،فرشها و غيره نقش سروهاي شاخه برگشته بسيار ديده ميشود،بقاياي آثار همان سنت ملي است.در کشمر مناره اي است به نام مناره کشمر که هنوز باقي است.سالها پيش،مرزبان خسرويان پيرو گفته برخي از افراد محل آن را آرامگاه زردشت(زرتشت) دانست که صحت آن به ثبوت نرسيده است.رئيس دفتر رضاخان سردار سپه قطعه ذغالي از آن محل در دست داشت که وقتي سرخ ميشد و سپس خاموش مي گرديد،خاکستر نمي شد و همانگونه باقي ميماند.در اطراف و اکناف ايران، بويژه نقاط ييلاقي ،درختهاي کهني است که مردم آنرا هزار ساله و شايد بيشتر ميدانند و آنها را جمشيدي ميگويند. همچنين در روستاي قنوات غسان ،نزديک کرمان،درخت چناري بود که توي آن خالي بود،برخي آنرا گرامي داشته و حتي در جوار آن کسب و کار ميکردند.چند سال پيش آتش گرفت و از بين رفت!!!!! اين چنين گفته شده بود که اگر کسي دستور به بريدن يکي از اين دو سرو دهد و يا ريشه آنرا ببيند(آنرا قطع کند) بلافاصله خواهد مرد و متوکل نيز بدست غلامانش کشته شد.
موقعیت جغرافیایی واقلیمی کاشمر:
کاشمر با مساحت 9/4370کیلومتر مربع از شمال به نیشابور – از غرب به خلیل آباد وبردسکن واز شرق به تربت حیدریه – واز جنوب به فیض آبادمحولات و گناباد ختم می شود.کاشمر دارای اقلیمی چهار فصل است، مناطق شمالی معتدل کوهستانی، منطقه جنوبی کویر وگرم و خشک و جلگه مرکزی بسیار حاصلخیز است .این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و بخش کوهسرخ می باشد ،در فاصله 217 کیلومتری جنوب غربی مشهدو بخشی از این شهرستان بر روی گسل درونه قرار گرفته است وطبق سرشماری سال 85 جمعیت شهرستان 150000 نفر می باشد
آثار با ستانی :
در این شهر با وجود تخریب ها وویرانی ها ی بسیار که از حوادثی نظیر فرسایش طبیعی ، زلزله ، تهاجم مکرر اقوام غارتگر و حفاری های غیر مجاز ناشی شده هنوز هم آثار ارزشمندی از ادوار مختلف تاریخی بر جای مانده است گرچه متاسفانه اغلب آن ها و به ویژه آثاری که دربخش کوه سرخ این شهرستان واقع شده در پیچ وخم ها ی صعب العبور کوه ها چنان از نظر دورمانده که کمتر کسی بخت آن را دارد تا از نزدیک آن ها را مشاهده کند.
در این جا به اختصار نه اهم آن ها اشاره می کنیم :
این شهرستان دارای آثار باستانی زیادی می باشد که بواسطه نداشتن سازمان میراث فرهنگی شمار اندکی در فهرست آثار ملی قرار گرفته است .
1 -مسجد جامع کاشمر
مسجد جامع که در سال 1213 در زمان عبدالعلی خان ومصطفی قلی خان میش مست بنا گردیده این بنا در مرکز شهر واقع شده و حدود سال 1213 هجری قمری به روزگار حکم رانی عبدالعلی خان و مصطفی خان میش در این شهر هم زمان با سلطنت فتح علی شاه قاجار بنا گردیده است بنای مسجد ساده و دارای صحن ، ایوان ، شبستان ، ستون دار وغرفه های اطراف صحن است در ورودی مسجد هشتی کوچکی قرار دارد که براساس حروف ابجد سال 1205 هجری قمری وبعد از مرگ عبدالعلی خان است با این حال تاریخ بخشی از تزئینات مسجد بر اساس کتیبه های موجود سال 1213 هجری قمری مقارن اوج اقتدار مصطفی خان عرب عامری است
2-باغمزار (سیدحمزه)3-سید مرتضی(ع)4-قلعه چهل دختر و چهل پسر 5-قلعه آتشکده(آتشگاه )در 12کیلومتری شمال غرب شهر کاشمر (در حدود6کیلومتری شمال روستای کسرینه )قرار دارد .در حال حاضر ،از این قلعه ی باستانی ،تنها دیواره ای مختصر وآثار غاری بر جای مانده است.درازای آن 90مترودارای دوشاخه است که ازیادگارهای عصر ساسانی است 6-بند شاهی (سدشش طراز ):این سددر25کیلومتری غرب کاشمر قرار گرفته واز جاده اصلی درحدود5کیلومترفاصله دارد ،که از آثار دوره غزنوی می باشد .
7-قلعه گبر حصار:در شمال شرق روستای خضربیگ بخش کوه سرخ (درحدود 27 کیلومتری شمال غرب ریوش ) ،از جمله مناطقی است که دیر زمانی مسکن وماوای اسلاف اهالی منطقه بوده است پیشینه تاریخی این قلعه را بین قرن های 5-2هجری دانسته اند .
8- خرابه های ارگ قدیم(بازار امین ) در حدود 2 قرن که ترشیز به شکل قلعه ای مستحکم با حصار و برج وبارویی نفوذ ناپذیر یاد آور عظمت این شهر در عصر قاجار است9-قبرستان فرشه 10- یخدان قدیمی کاشمر در ابتدای روستای فروتقه 11- مدرسه علمیه حاج سلطان:این اثر فرهنگی ومذهبی ؛ با بافت معماری ایرانی اسلامی خود؛ با وجود برخی نوگرایی در دهه اخیر ار معدود اماکنی است که تاکنون دست نخوذده باقی مانده 12- یک باب بادگیر قدیمی در بلندای بام ارگ قدیم 13- بقایای قلعه خزر آباد در بخش کوهسرخ در شمال غربی شهر ریوش با 10000 متر مربع و ارتفاع 6 مترکه تا 4-5 دهه قبل مسکونی بوده است و تعداد زیادی آثار دیگراز قبیل آب انبارها- منازل قدیمی- کاروان سراو...
مراکز زیارتی :
کاشمر بدلیل وجود امامزادگان اعظم به دومین شهر زیارتی استان معروف است که انصافا درسالهای اخیر، هم اداره اوقاف وامورخیریه وهم آستان قدس رضوی همت بسیاری در تعمیرو مرمت وزیباسازی این اماکن متبرکه روا داشته اند وسالانه خیل عظیمی از مشتاقان از شهرها وروستاهای دور ونزدیک جهت زیارت به این اماکن مشرف میگردند. بشرح ذیل:
1-آستانه مقدسه حضرت سید حمزه (س)برادر امام رضا (ع) که بدوره صفویه برمیگردد و همه ساله جمعیت زیادی را برای زیارت وتفریح به خود جذب میکند 2-آستانه مقدسه سید مرتضی (ع)برادر امام رضا (ع)نیز محلی زیبا وتفرجگاه، هم از لحاظ زیارتی وهم اقامتی تفریحی است3-آرامگاه شهید والا مقام آیت الله سید حسن مدرس 4-آستانه مقدس آقاسید محمد(س) واقع در 3 کیلومتری جاده خلیل آباد .
مراکز دیدنی :
از مراکز دیدنی وتفریحی این شهرستان علاوه بربوستان امامزاده های معظم ،میتوان به بلوار سید مرتضی که جاده ای بطول 5 کیلومتربا درختان سرسبزمی باشد وپارک جنگلی سیدمرتضی ودره سرسبز وکوهستانی همراه با رودخانه فصلی که منتج به نیشابور میشود اشاره کرد. همچنین سدهای خاکی وبتنی فصلی از تفریحگاههایی است که مشتاقان زیادی را به سوی خود جلب کرده است ، همچنین آبشار و آبگرم کریز،یخدان طبیعی بند قراءکوهسرخ را نیز میتوان نام برد .
مفاخر و علمای شهرستان : این شهرستان مفاخر وعلماوشعرای زیادی داشته ودارد از جمله:
شهاب ترشیزی –ظهوری ترشیزی –طوطی ترشیزی- مومن ترشیزی –شیخ احمد جامی نامقی که در تربت جام مدفون است–عمید الملک کندری (که کندر قبلا از توابع شهرستان بوده است)-آهی ترشیزی -محمد حسامی بند قرائی- ابو طاهر طرطوسی- محی الدین طریثیثی-عهدی ترشیزی –مظهری ترشیزی-منتخب ترشیزی -غواص بستی –اهلی ترشیزی –کاتبی ترشیزی (شاعرنادره گوی خراسانی )که از آثارش میتوان منظومه دیوان –بهرام وگل اندام –حسن وعشق وخمسه رانام برد. از دیگر مفاخر وعلمای شهرستان می توان به مراجع عالیقدری چون :حاج شیخ –حاج سلطان –آل طه –واله –امامی( امام جمعه کاشمر) –سیبویه –سعیدی -مدرسی–اشراقی ایوری – حاجی مجتهدو.... اشاره نمود.همچنین دیر زمانی ملک الشعرای بهار نماینده مردم کاشمر در مجلس شورای ملی بوده است.
در مورد عميد الملك كندري آورده اند:
طغرل بيك سلجوقي كه در سال 439 ه . ق با جلوس خود، سلطنت آل سلجوقي را آغاز كرد ، مدت بيست سال از بيست و شش سال سلطنت خود را بر كفايت و كارداني وزيري دانشمند تكيه داشت كه (عميدالملك) خوانده مي شد . عميدالملك در وزارت طغرل همان شهرت و موقعيتي را دارا بود كه بعدها نظام الملك در سلطنت بقيه آل سلجوقي مانند آلب ارسلان و ملكشاه . اين دو وزير بزرگ ، هر دو از روستا زادگان خراسان بودند. عميدالملك از كندر ترشيز و نظام الملك از توغان النهايه. كه از جهت اعتقادي و سياسي تجانس با هم نداشتند. عميدالملك در مذهب حنفي تعصب مي ورزيد و نظام الملك در مذهب شافعي . نظام الملك از خدمت در شاخه شرقي و عميدالملك نخست از خدمت در شاخه غربي سلاجقه آغاز به كار كردند .
عميدالملك اگرچه كم زيست و در هنگامي كه به قتل رسيد ، چهل و چند سال بيش نداشت ، ليكن نيمي از همين عمر كوتاه را وزارت داشت و هم در طول دوران وزارت خود ، از خدمت به زبان و ادب فارسي باز نايستاد . عميدالملك از دانشمندان وشاعران زمان خود بود و سبب راه يافتنش به دربار سلاجقه نيز به علت فضلي است كه داشته است . بدين معني كه وقتي طغرل وارد نيشابور شد، خواستار مردي شد كه عربي را خوب بنويسد و بخواند . موفق ، عميدالملك را معرفي كرد و او در آن حال مردي بود فاضل و فصيح و شاعر. اين وزير دانشمند ترشيزي، علاقه وافري به زبان فارسي داشت . چندان كه نقل كرده اند كه تا هنگام سلطنت محمود غزنوي قانون و دفاتر و امثله و مناشير از درگاه سلاطين به زبان عربي نوشته مي شد ، چون وقت وزارت به عميدالملك رسيد دستور داد اين قاعده را بر طرف سازند ، شايد به دليل همين علايقه ي وي به زبان فارسي بوده است ، كه شاعران نامداري همچون لامعي گرگاني و ابوالحسن باخزري صاحب دميه القصرا ، او را مدح گفته اند .
عميدالملك سرانجام با سياست رقيب سياسيش نظام الملك به قتل رسيد . آن گونه قتلي كه اعضاي بدن وي ، در پنج شهر مختلف دفن گرديد . خونش در مرو به زمين ريخت ، سرش به نيشابور برده شد ، پوست سرش را به كرمان منتقل كردند و بعضي از اعضاي بدنش را به خوارزم . امّا به هر حال عمده ي جسد او به زادگاهش كندر برده شد و در كنار مدفن پدرش ابوصالح منصور به خاك سپرده شد و اين به سال 456 ه .ق بود .
آورده اند كه عميدالملك جلاد را گفت : وزير را بگو بد رسمي كه نهادي و وزير كشتن در سلاطين آموختي ، عجب اگر بر خود و نسل خود اين معني باز نبيني .
جام نامقی ، احمد(ژنده پیل)
در روزگار حاکمیت سلجوقیان، در سپیده دم یکی از روزهای محرم سال 440 هجری قمری در قریه ی نامق از توابع ترشیز ( کاشمر ) در دودمانی شریف و اصیل که سلسله نسب ایشان به " جریر بن عبدالله بجلی " صحابی معروف پیامبر اکرم ( ص) می رسید کودکی چشم به جهان گشود که نام او را احمد نهادند.
شیخ الاسلام ، قطب اوتاد ، شهاب الدین ، شیخ احمد زنده فیل ، حضرت ژنده پیل، پیر جام ، شیخ جام ، برخی از لقب ها وشهرت های اوست کنیه او ابونصر بودزیرا یکی از فرزندان برهان الدین نصر نام داشت بنابراین نام و شهر ت کامل وی چنین است : شیخ الاسلام شهاب الدین ابونصر احمد بن ابی الحسن بن احمد بن محمد نامقی جامی
وفات وی را به سال 526 هجری قمری یا به قول حاجی خلیفه به سال 536 هجری قمری نوشته اند.
آثار وی عبارتند از :
الف – سراج السائرین : به شکل سو ال و جواب وشامل سلسله مقالاتی غالبا"گیرا و مغز دار درذکر تفاوت بین منش ها و کنش ها ی نیک وبد آدمی بین فضائل و رذائل ، بین تائبان پرهیزگار و خرقه پوشان ریاکار بین عشق وهوس
ب – روشه المذنبین و جنه المشتاقین : سفارشات و تذکرات وی است به پیران راه و روندگان طریقت الله
ج- بحار الحقیقه : شیخ احمد در این کتاب به موازات بسط وتحلیل مباحث و اندیشه های صوفیانه به طرزی گیرا ودلپذیر بنا به خواهش مریدان وحاضران در مجا لس وی به ترجمه و تفسیر آیاتی از مصحف عزیر با سبکی دل نشین و آموزنده پرداخته است .
د- انیس التائبین مفصل ترین اثر شیخ ژنده پیل و مشتمل بر 45 باب به صورت پرسش وپاسخ می باشد از آنجا که خود شیخ در 22 سا لگی توبه کرده و برای توبه ی جوانان ارزش خاصی قائل است و هم از آن رو
ه - مفتاح النجاه : در خقیقت ، مفتاحی برای گشایش مشکلات مریدان و جواب پرسش های آنان است . از جمله مباحث آن اعتقادات اهل سنت ، سیرت راه روندگان ، تائبین راستین و روش ایشان ، بیان کیفیت امر و نهی و ... می باشد .
و – رساله ی سمرقندیه : رساله ای است مختصر ، مشتمل بر پاسخ پرسش هایی که یاران و مریدان شهر سمرقند از او میپرسند.
سوغات کاشمر:
از کاشمر به عنوان شربت خانه خراسان نیز یاد شده .(به لحاظ وجود تاکستانهای بسیار وتولید انواع انگور وکشمش)- برگه زردآلو- زعفران- زیره – انواع سیفی جات- طالبی وهندوانه –انار- پنبه –بادام – گردو- جو وگندم ودیگر محصولات زراعی وباغی که علاوه برمصارف داخلی به شهرستانها ی دیگر وکشورهای خارج نیز صادر میگردد.
تخم پنبه دانه کاشمر به 27 استان کشور جهت کاشت صادر میگردد.به لحاظ موقعیت خاص آب وهوا ی منطقه پنبه کاشمر دارای الیاف بلند میباشد.
- درزمینه دامداری ودامپروری نیز بسیاری دامداری اعمم از مرغداری –گاوداری و گله داری وجود دارد که بصورت سنتی وصنعتی عده زیادی را به خود مشغول کرده است و گوشت مورد نیازخود شهرستان وچند شهر مجاور را تغذیه می نماید وهمچنین از پشم ومو وکرک دامها نیز به مصارف گوناگون میرسد.حتی در پرورش ماهی با استفاده از طرح های آبخیزداری وایجاد استخر و سد تعداد زیادی در این حرفه مشغول کار می باشند.
صنایع دستی :
از نظر صنایع دستی دیر زمانی قالی دستباف کاشمر شهره خاص وعام بود ولی بعلت خرابی بازار نخ وقالی چند سالی از رونق افتاد . پیشینه تاریخی آن به حدود 150 سال میرسد که از استاد محمد کرمانی به عنوان اولین استاد کار قالی در این دیار یاد می شود.با این حال جای شکرش باقی است که کارخانه فرش آستان قدس خلاء بوجود آمده را پر کرد.
براساس سرشماری سال 75، 4524 کارگاه قالی بافی در مناطق روستایی شهرستان وجود داشته و 116 کارگاه در شهر کاشمر که اغلب کارگران جوانان ونوجوانان بودند
معادن:
این شهرستان در زینه معدن بسیار غنی است همچون: سنگهای گرانیت، مرمریت، مس، طلا، کائولین و... در این ارتباط تاکنون 54 فقره مجوز صادر شده و از این تعداد 19 فقره به گواهی کشف با ذخیره ای بالغ بر 17 میلیون تن به ثبت رسیده است و14 معدن نیز در دست بهره برداری است.
صنعت:
در این شهرستان ، در حال حاضر 47 واحد صنعتی در قالب تعاونی و بخش خصوصی به فعالیت مشغولند. از جمله مهمترین آنها می توان به کارخانجات: روغن نباتی، کاشی وسرامیک, فام چرم، شیرو فراورده های لبنی ، آرد،پنبه پاک کنی، خوراک دام ، رب، و تعدادی در دست احداٍث وهمچنین کارگاههایی چون شست وشو و بسته بندی کشمش, تولید نان فانتزی و.... می باشد.یادآوری میگردد شرکت کارخانجات ریسنگی وبافندگی(نساجی) که در ابتدای حوزه استحفاظی بردسکن قرار دارد، الزاما از کارخانجات شهرستان کاشمر وهمه سهامداران آن کاشمری هستند.
ساخت مهر را نخستين اقدام انسان براي چاپ مي دانند اين مهر ها را كه براي تائيد فرامين و احكام پادشاهان و حكام ايراني به وجود آمد روي نگين انگشتري و سنگهاي عقيق و د’رّ و زمرد و ياقوت حك كردندو با مركب مخصوصي روي طومارها و كاغذهاي فرامين واحكام مي زدند.
پس از آن اعيان و اشراف درباري و سايرمردم هم با تقليد از شاهان و حاكمان مهرهايي براي خود تهيه كردند كه روي كاغذهاي معمولي آن دوره مي زدند.
يكي از مدارك به دست آمده در اين زمينه ، مهر داريوش ، پادشاه هخامنشي است كه هم اكنون در موزه لندن نگه داري مي شود . دراين مهر ، تصويرو نقش داريوش را درحالي كه سوار برارابه سلطنتي و درحال شكار است ، نشان مي دهد . در زير آن سه سطر نوشته هم به چشم مي خورد .
در موزه مونيخ آلمان هم مهرهاي برنجي بزرگي همراه با نمونه چاپ شده آن وجود دارد كه مربوط به قرن هفدهم بوده وبرآنها سوره حمد نقش شده است.
درايران ، در موزه ايران باستان ، مهرهاي استوانه شكلي است كه روي آنها نقشهايي از حروف وكلمات مربوط به دوره هاي گذشته وجود دارد. اين مهرها به«سول»معروف است. از اينها براي نوشتن روي خشت و موم و غيره استفاده مي شده است.لوحه هاي گلي اسناد ومدارك مربوط به مخارج بناي تخت جمشيد ، نمونه هايي از اين مهرهاي استوانه اي است كه دركاوشهاي باستان شناسي به دست آمده است .
نمونه هاي ديگر چاپ ، چاپ انواع پارچه هاي ابريشمي و نخي بوده كه با قالب روي پارچه ساده و رنگين صورت مي گرفته و به «قلمكار» معروف بوده است.
استفاده از گراور روي چوب نيز سابقا" در ايران رايج بوده است. مهر و اسامي شاهان مغول در ايران يك نوع گراور روي چوب بوده كه روي قطعات چوبي 20×20سانتيمتر و حتي بزرگتر تهيه مي شد و برسطح برجسته آن مركب مخصوصي قرار مي گرفت(ماننداستامپ) كه زير طومارها و فرمانها مي زده اند.
اما واژه اي كه امروز درايران به نام «چاپ» مي شناسيم ، دراواخر قرن هفتم قمري به صورت« چاو» به زبان فارسي وارد شد.
واژه «چاپ» به قولي از كلمه چيني «كاو» گرفته شده است و اين نام در عهد پادشاهي يكي از شاهان مغول در ايران رايج شد. در سال 694 هجري قمري (1294 ميلادي) در عهدپادشاهي اين شاه كه گفته مي شود بسيار بوالهوس و مسرف بود، كشور دچار بحران مالي و اقتصادي شد و خزانه از زر و سيم تهي ماند.دراين زمان شخصي به نام عزالدين محمد بن مظفر بن عميد كه قبلا" به كشورچين سفر كرده بود و از اوضاع آن جا اطلاع كافي داشت ، به وزير وقت، صدر جهان زنجاني ، پيشنهاد كرد به جاي زر و سيم ، به رسم مملكت چين ، نوعي برگه بهادار به نام «چاو» در مملكت رايج كند تا بدين وسيله بتواند بحران مالي را رفع سازد.
طرح او مورد پسند واقع شد . در ماه جمادي الاول سال 694 قمري از طرف پادشاه فرماني صادر شدكه به موجب آن معامله زر و سيم از آن تاريخ ممنوع شدو به جاي آن از مردم خواسته شدكه درمعاملات خود از برگه «چاو» استفاده كنند. به هر يك از شهرها نيز اميري فرستاد كه اداره يا كارخانه اي براي اشاعه « چاو» داير كنند كه آن اداره يا كارخانه را « چاو خانه» ناميدند.
اما « چاو» چه بود؟ قطعه اي چرم سوخته به شكل مربع مستطيل بودكه درحاشيه آن به خط ختايي ، كلمات شهادتين ( لا اله الا الله ، محمد رسول الله) نوشته شده بود وكمي پايين تر ، امضاي كيخاتون خان و در وسط دايره اي ترسيم شده بود كه مبلغي – از نيم درهم تا ده دينار- در آن قيد شده بود.
بعدها مردم را باجبر و تهديد به قبول پول كاغذي كه « چاومبارك» ناميده مي شد وادارساختند . اما به دليل نارضايتي هاي فراوان مردم تبريز وشيراز و شهرها ي ديگر ، پادشاه ناچار شد كه فرمان « چاو مبارك» را فسخ كند و فرماني در ابطال آن صادر كند.از آن پس مردم ، وزيروقت را كه عامل رواج پول كاغذي در ايران بود با لقب«چاويان» به معناي «چاپ زن » يا فريبكار ناميدند.
هنوز ، بعد از گذشت سالها واژه هاي «چاپچي» ،«چاپ زن» و«دروغگو» درزبان عامه به معناي چاپيدن ، اغراق كردن و سركيسه كردن به كار برده مي شود.
با رواج سواد آموزي در دوران قاجار و نيز آشنائي پادشاهان وقت با كشورها و كتابخانه هاي اروپائي، كم كم فكر تاسيس كتابخانه هاي عمومي در كشور شكل گرفت. اولين اقدام هم از مدرسه دارالفنون آغاز شد كه يك سال پس از تاسيس، كتابخانه اي به سبك اروپائي در آن راه اندازي شد. اما بحث تاسيس يك كتابخانه عمومي به سال 1276شمسي و تشكيل انجمن معارف در زمان صدارت امين الدوله برميگردد. اين انجمن موظف شد تا كتابخانه اي به نام كتابخانه ملتي مركزي ايران را احداث كند. اعضاي اين انجمن با كوشش هاي فراوان بيش از هزار جلد كتاب را گردآوري كردند، اما اين كتابخانه پس از مدتي بسته شد. درسال 1285 شمسي گروهي از نو انديشان كتابخانه ملي را تاسيس كردند كه در اساسنامه آن قيد شده بود، استفاده براي عموم به صورت رايگان آزاد است. با تاسيس اين كتابخانه بحث ايجاد كتابخانه هاي عمومي و ملي در پاسخ به نيازهاي روز افزون اجتماعي و فرهنگي به راه افتاد. محل اين كتابخانه در كنار مجلس بود و با به توپ بسته شدن مجلس تعطيل شد. در سال 1291شمسي پس از نامه ها و گزارش هايي كه در ارتباط با تعطيلي كتابخانه مجلس عنوان شد، بالاخره مراحل مقدماتي آغاز به كار اين كتابخانه شروع شد و در سال 1304شمسي، كتابخانه در بخش شرقي مجلس گشايش يافت. با تاسيس كتابخانه ملي كه امروز به همين نام مي شناسيم به گسترش كتابخانه هايي كه با نام معارف در سال 1302 از سوي وزارت معارف ايجاد شد مربوط مي شود. اين كتابخانه در سال 1313 به صورت كتابخانه عمومي معارف درآمد. درباره سال تاسيس كتابخانه ملي روايت هاي مختلفي وجود دارد كه از سال 1313 تا 1319 را دربر ميگيرد. تاسيس كتابخانه ملي در تهران زمينه ساز راه اندازي كتابخانه هاي ملي در سراسر كشور شد.
گردآورنده : دوست عزیزم مهدی اولیائی